
عادت کرده ام به این انتظار خوش باش که من هم خوشم به همین که توهستی...
ادامه مطلب
دلم تنگ شده برای اینکه اینجا بازهم ازنفس بنویسم ازاینکه دوستش دارم ازاینکه شرمنده اش هستم بنویسم وخیالم راحت باشد که می آید ومی بیند وتوی دلش مرا خطاب می کند دیوانه اما ...رویای اینکه دوباره دوستم داشته باشد دلواپسم باشد ودلش برایم شوربزند xa0بین این رویا وکابوس آینده مبهمش خرد می شوم خسته می شوم اما نمی دانم امید است یا لجبازی با عقلظاهرقضیه این است که من به درد او وآرزوهایش نمی خورم xa0ودنیا هم دوستش داشته باشم وقتی نتوانم دلش را آرام کنم هیچ است وهیچاما ...خدایا امیدم فقط به تو ،...
ادامه مطلب
آذرماه است دیگر ماه ازدست دادن ماه یتیم شدن وبی نفس شدنxa0کاش بودی باباxa0کاش بودی ومن این همه حقیر نبودمxa0نه به نبودنت عادت کرده ام ونه به نداشتنتxa0جایت تا ابد برای من خالی استxa0خوش به حالت که روی این زمین نیستیxa0کاش کمی هم مشتاق دیدار من بودی وبرایم دعوتنامه می فرستادیxa0xa0میدانم که نمی توانم اثبات کنم اما توکه ازدلم خبرداری چقدردوستت دارم بابا تولدت مبارکxa0 ...
ادامه مطلب
دلتنگتم لعنت به روزگاری که تورا به نداشتن من عادت داد ...
ادامه مطلب
خدایا شکرت که زنده بودم وقربان صدقه رفتنت بغل کسی غیرخودم را دیدم درد دارد ولی همین که می بینم آرامش داری خوشحالمxa0 قربونت برم خدا شاید فقط خودت بفهمی من چی میگمxa0 xa0...
ادامه مطلب